تبلیغات
دست نوشته های دل
دست نوشته های دل
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان

 

تا تو هستی

 

در غروب سالها دلواپسی

مرد در اندیشه فردا پریشان بود

اما ناگهان فریاد زد:

«تاتو هستی ...»

 

قطره قطره شبنم اشکی به روی گونه هایش می خزید

نم نم باران که در نو چراغ یک خیابان دراز

.واضح وزیبا نمایان بود هم

گونه های مرد تنها را نوازش می نمود.

 

اشک و باران ...

در نگاهش می توان

شوق دیداری دوباره در طلوع مهر فردا خواند

آیا این تمام ماجراست؟

نه...

اوسرانجام این سکوت تلخ را خواهد شکست

تا بگوید آنچه را در سینه مهمان کرده است

تا بگوید آنچه را غرق امید

با هزاران آرزو های بزرگ

در سرای دیده باران کرده است

 

تا تو هستی ابرهای تیره تردید را

می توان از دیده گریان زدود

می توان در لحظه های زندگی

از بهار و سبزه و گلها سرود

 

تا تو هستی نغمه های ساز من

بیت بیت شعر هایم ماندنی است

تا تو هستی ای همه آواز من

شعر های عاشقانه خواندنی است

 

چون تو هستی می توان با هم سرود

زیر باران لحظه دیدار را

با تو ام ای ماه بی همتا ببین

شور وشوق عاشقی سرشار را

تا تو هستی...

اردیبهشت  1382


[ شنبه 7 شهریور 1388 ] [ 01:24 ق.ظ ] [ م. هادی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :